تبليغاتX
دفتر تجربه‌ها - بگذار نارنجی بمانم

دفتر تجربه‌ها

هر گامي كه در جاده زندگي‌ام برمي‌دارم يك تجربه است!

1. دفتر تجربه‌هايم نارنجي است. رنگي انرژي‌بخش كه به وجدم مي‌آورد.

سياه را دوست ندارم. دلتنگم مي‌كند.

مي‌خواهم دفتر دوست‌داشتني‌ام همچنان نارنجي بماند. مي‌خواهم شادي‌بخش باشد. دوست ندارم سياه باشد. دوست ندارم تلخ باشد. نمي‌خواهم هر بار كه تورقش مي‌كنم (يا مي‌كنند) مزه تلخ و تند غم از لا به لايش بيرون بزند.

اگر خالي است، اگر ساكت است، اگر پر چانگي‌هايش ته كشيده اين روزها، همه‌اش به خاطر آن نارنجي درخشان است. براي حفظ شادي نهفته در اين رنگ است. نمي‌خواهم بگذارم كم‌رنگ شود.

 

2. دوستي مي‌گفت از علايم افسردگي است. زماني براي كمك به بهبود حال و روزم با دقت سوال مي‌كرد: "زياد گريه مي‌كني اين روزها؟ بيشتر چه وقت‌هايي؟"

آن روزها حالم آن قدر بد نبود كه پاسخ سوالاتش مثبت باشد. اما اين روزها . . . انگار بايد اين جا نباشي، نبيني و نخواني...

 

3. مي‌ترسم! سخت می ترسم! از اين كه هزینه اداره کردن جامعه این قدر بالا می رود مي‌ترسم.

+ نوشته شده در  شنبه 1386/05/13ساعت 23:57  توسط سارا باقري  |